ميرزا خانلرخان

24

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

و غير عالى بيايد ديده نشد . هريك از عمارات چنان مىنمود كه از صاحب - منصب بزرگى است . معلوم نشد كه رعايا و فقراى آن قراء در كجا به سر مىبرند . * * * روز يكشنبهء سلخ صفر ، وقت عصر به يارى خدا و توجه اولياء ، سالما به بوغار اسلامبول رسيديم . توصيف وضع اسلامبول از حيز تحرير خارج است . از قراريكه از جمعى معتبر شنيدم ، آنطور مكان بحسب خلقت طبيعى در كرهء خاك وضع نشده . اول بوغاز دو طرف كوه است و دامنهء كوه هردو طرف ، متصل به يكديگر عمارت ساخته شده ، به وضعى كه فضا و گلستان و اطاقهاى جميع عمارات در وسط بوغاز پيدا است و جميع مناظر عمارات ، ناظر بوغاز است . وضع عمارات قريب به عمارات فرنگستان است . كسى كه به فرنگستان نرفته از تصور آن قاصر است . اما امتداد اين بوغاز از قرادنگيز تا آق‌دنگيز با همان وضعيت از قراريكه وزيرمختار و جمعى ديگر از معتبرين گفتند ، دوازده فرسخ است . آنچه خود ديدم كشتى بخار هفت ساعت در آن سير كرد . بالجمله همه روزه تقريبا ده دوازده كشتى بخار كوچك و دويست سيصد قايق مخصوص بزرگان و مال رعيتى كه كرايه مىدهند ، متصل در بوغاز حركت مىكنند و مردم را از محله‌اى به محلهء ديگر مىبرند ، و به قدر سى چهل كشتى بزرگ هميشه از هردولتى در بوغاز لنگر انداخته ، مشغول انجام كار و تبديل بار است . هريك يكى دو شب مىمانند ، يا به فرنگستان مىروند يا به روسيه و طرابزن . و هريك مىروند دو تاى ديگر آمده‌اند . پنج فروند كشتى جنگى با توپخانه و قورخانه كه متعلق به دولت عثمانى است ، هميشه در برابر يكى از عمارات سلطانى كه در كنار بوغاز ساخته‌اند ، لنگر انداخته ، ايستاده‌اند . روز ورود ، به سفارت عليه رفتيم . جناب